صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ | پروفایل
|
مانده ام مگر این نیست که پوشیده تنم پیراهن خاک... بیم ان دارم که تنم خاک نباشد... . که دلم پیش دلت پاک نباشد.. اگراین روشنی از شمع نباشد. ..حاصل از بودن تو جمع نباشد امشب که دلم باز هوایت کرده.. . سفره دل بازبه زیر پایت کرده خواهم بدمی که باز در خاک. .شاید که شود به زیر پایم نم ناک ربی چه کنم که دل به تو دادم و بس. .در خواب نباشد که نخواهم یه نفس با بال شکسته در قفس خواهم بود با این دل خسته بی نفس خواهم
بود سهراب کجایی که شقایق مرده.. .این پتک که بر سینه عاشق خورده میلرزد تن شب ز گرز رفته در هوس این خاک که در این دایره مانده در قفس
ارام جان کاش بودی و من ارامش میان الفاظت
بیایید میان واژه ها کمی قدم بزنیم.. .چیدمان الفاظ را کمی بهم بزنیم.. .بیایید زخمای کهنه را مرهم بزنیم.. .شاید که این تقدیر را بشه امشب رغم بزنیم ======================== من امده ام تا با تو امروز سودا کنم . اتش به هستی زنم دل هویدا کنم ============================= تو خوب باشی ما هم به خوبی تو خوبیهارو به یاد میاوریم و خوبی میکنیم شاید کسی هم با خوبی ما خوبیهایش را به یاد اورد و........... اینده ای که امروز فدا کردی عمرت را به پایش ... همین امروز است به فردایش منگر که فردایش امروز است
برادر قصه نمیگویم ..غصه هایم را نوشتم.
ربی هزار بار شکر نه برای اینکه هستم برای اینکه تو هستی..
حرام دانند که می خراب باشد حرام خوارند که می شراب باشد ربی چه کنم رها باشم
بی شک نکند سراب باشد
باز در محفل خوبان, پیمانه به دستم چشم بر زلف پریشان تو بستم گویند که نهد خاک برونم از خود پیمانه چو افتاد و این کوزه شکستم هر بار که افتاد ز دستم توبه در محفل خوبان بدیدم مستم هر بار که گذشت و می خرابی کردیم وان روز دگر ز خود شنیدم هستم
حال اگر حال مرا حال نیست.. .احوال بر این شکوه رمال نیست.. .چون کوزه بیافتد ز دامان دل... خواب ببیند ره فنجان که در این فال نیست
ای کاش همیشه دردها موندگار نبود.. .کاش دلهامون چنین بی وقار نبود.. کاش هر چه بود و نبود زخم های کهنه. .ولی چشمانم در انتظار
آمدن بهار نبود
سکوت ها میشکنند بغض مانده در گلو را ..ما میشکنیم حرمت جام بلورا
مهر چشمانت به تمنای دلی نشسته امشب فریاد به قلبی که به سد شکسته امشب . در مکتب دل رحمت برود ز خانه امشب... صد حکمت ربی بکند نشانه امشب . . صد هوری ندهم به تار مویت تا جان برسد به فضل رویت .سیراب شدیم ز ین سراب هستی زان پیش مگوی با ما که خودپرستی. در خلوت می صد باده شکستیم. ای وای خدا یا که صد توبه شکستیم
بیت بیت شعرم خنجری بر پهلوی تو.. . ناگزیرم عشق بیداد میکند در سوی تو
نوشیده ام ز شهد لبانت شراب که دنیا خیال است و خیال من سراب تو بنگر به خیال واهی سوال مرا جواب ... خموش شو که دنیا خرابست خراب
دیریست به خرابات سفر کرده بهار
|
About
با سلام به تمامی دوستان عزیز هفته سوم اردیبهشت 1391 هفته دوم اردیبهشت 1391 هفته اوّل اردیبهشت 1391 هفته چهارم فروردین 1391 هفته چهارم اسفند 1390 هفته چهارم دی 1390 هفته دوم دی 1390 هفته اوّل دی 1390 هفته چهارم آبان 1390 هفته اوّل مهر 1390 هفته دوم شهریور 1390 هفته دوم مرداد 1390 هفته اوّل مرداد 1390 هفته چهارم تیر 1390 هفته دوم تیر 1390 هفته اوّل تیر 1390 هفته سوم اردیبهشت 1390 هفته دوم اردیبهشت 1390 هفته چهارم فروردین 1390 هفته دوم فروردین 1390 هفته اوّل فروردین 1390 هفته دوم اسفند 1389 هفته چهارم بهمن 1389 هفته سوم بهمن 1389 هفته دوم بهمن 1389 هفته اوّل بهمن 1389 Links
برمودا چت
|