تبليغاتX
فرشته عشق

فرشته عشق

                     

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ | پروفایل

 

 

 

 

 میبینم پشت لبخندت هزار درد را

 

مانده ام مگر این نیست که پوشیده تنم پیراهن خاک...          

بیم ان دارم که تنم خاک نباشد...

. که دلم پیش دلت پاک نباشد..

 اگراین روشنی از شمع نباشد.

..حاصل از بودن تو جمع نباشد

امشب که دلم باز هوایت کرده..

. سفره دل بازبه زیر پایت کرده

خواهم بدمی که باز در خاک.

.شاید که شود به زیر پایم نم ناک

ربی چه کنم که دل به تو دادم و بس.

.در خواب نباشد که نخواهم یه نفس

با بال شکسته در قفس خواهم بود

با  این دل خسته بی نفس خواهم بود

سهراب کجایی که شقایق مرده..

.این پتک که بر سینه عاشق خورده

میلرزد تن شب ز گرز رفته در هوس

این خاک که در این دایره مانده در قفس

+?????? پنجشنبه 1391/02/21??0:26?? رضا نیرمی | |

.لابه لای حرفهایم مینویسم گر چه میگذرد غمی نیست اما هست.. دستهایم لمس میشوند سرد است اما انکار میکنم...دو پهلو میشنوم ..اما میزنم به کوچه علی ...دگر خسته شده مجنون از تکرار این عشق..سر باز میزند...نمیدانم چی به هراج گذاشتم که آنقدر راحت میفروشند مرا

+?????? سه شنبه 1391/02/19??0:20?? رضا نیرمی | |

ارام جان کاش بودی  و من ارامش میان الفاظت
واژه واژه  میچینم  ارام میان  اشکهایت
نه من رنگ شب بودم و نه شب رنگ من
نه تاریک مانده روز و نه روز مانده در چنگ من
آمدم که دل به دریا زنم غم امروز به فردا زنم
امدم  دل پیر  برنا زنم به مهتاب رنگ شبها زنم
به فضل تو بود که ایدسرشت ;
محبت بشیند به جای بهشت
به گفتار نیک شد پلید ناپدید.
.که رفتار نیک بدید در جهان جدید
بنازم ربی عجب در کار تو بود
که خلق  سبب در کار تو بود

شعر جدید .در تاریخ :1391/02/13
تقدیم با مهر


+?????? چهارشنبه 1391/02/13??13:37?? رضا نیرمی | |

بیایید میان واژه ها کمی قدم بزنیم..

.چیدمان الفاظ را کمی بهم بزنیم..

.بیایید زخمای کهنه را  مرهم بزنیم..

.شاید که این تقدیر را بشه امشب رغم بزنیم


========================

من امده ام تا با تو امروز سودا کنم

. اتش به هستی زنم  دل هویدا کنم

=============================

تو خوب باشی ما هم به خوبی تو خوبیهارو به یاد میاوریم و خوبی میکنیم شاید  کسی هم با خوبی ما  خوبیهایش را به یاد اورد و...........

اینده ای که امروز فدا کردی عمرت را به پایش ... همین امروز است به فردایش منگر که فردایش امروز است

+?????? سه شنبه 1391/02/12??13:49?? رضا نیرمی | |

برادر قصه نمیگویم ..غصه هایم را نوشتم.

.خشت اول گر نهد معمار كج ****** تا ثريا مي رود ديوار كج

من خشت اول رو موقعی نهادم که دیوار تا ثریا رفته بود کج ..نه بدست من بدست پدرو پدربزرگانم ..من دیوار را خواهم ریخت ..تا که شاید بعد من ..معمار باشد

+?????? چهارشنبه 1391/02/06??23:54?? رضا نیرمی | |

ربی هزار بار شکر  نه برای اینکه  هستم برای اینکه تو هستی.. 
 به مرادی گفتن لذت داشتن معشوق را با چه تشبیه میکنی .. گفتا به بوسیدن چشمانی  که سالهاست به انتظار نشسته . منم میبوسم  چشمانت را نازنینم

+?????? چهارشنبه 1391/02/06??23:49?? رضا نیرمی | |

وقتی می اییم که نیمه شبها سپری شده سراغ از من نگیر.
دردها شروع شده و ماتم چون شبنمی بر گونه هایم مرهم شده..دگر سراغ از من نگیر من نسیمی بودم بر ساحل چشمان تو اما ساحل چشمانت روزگاریست بارانیست..دوست من سراغ از من نگیر.بگذار محبتت بسوزاند بغض گلویم را

آنقدر زیباست خنده هایم که غم هایه پشت نقابم را نمیبینند..کاش لحظه ای که میخندم ازم سوال میکردن درد تو چیست ..هر چند کلید دردهایم دست کس دیگریست

+?????? چهارشنبه 1391/02/06??23:48?? رضا نیرمی | |

حرام دانند که می خراب باشد

حرام خوارند که می شراب باشد

ربی چه کنم رها باشم

بی شک نکند سراب باشد


باز در محفل خوبان, پیمانه به دستم

چشم  بر زلف پریشان تو بستم

گویند که نهد خاک برونم از خود

پیمانه چو افتاد و این کوزه شکستم

هر بار که افتاد ز دستم توبه

در محفل خوبان  بدیدم مستم

هر بار که گذشت و می خرابی کردیم

وان روز دگر ز خود شنیدم هستم







 




+?????? جمعه 1391/01/25??15:42?? رضا نیرمی | |

حال اگر حال مرا حال نیست..

.احوال  بر این  شکوه رمال نیست..

.چون کوزه بیافتد ز دامان دل...

خواب ببیند ره فنجان که در این فال نیست


+?????? سه شنبه 1390/12/23??19:30?? رضا نیرمی | |

ای کاش همیشه دردها موندگار نبود..

.کاش دلهامون چنین بی وقار نبود..

کاش هر چه بود و نبود زخم های کهنه.

.ولی چشمانم در انتظار آمدن بهار نبود 

+?????? جمعه 1390/10/30??11:28?? رضا نیرمی | |

مهر چشمانت به تمنای دلی نشسته امشب
فریاد به قلبی که به سد شکسته امشب .
در مکتب دل رحمت برود ز خانه امشب...
صد حکمت ربی بکند نشانه امشب .
. صد هوری ندهم به تار مویت
تا جان برسد به فضل رویت
.سیراب شدیم ز ین سراب هستی
زان پیش مگوی با ما که خودپرستی.
در خلوت می صد باده شکستیم.
ای وای خدا یا که صد توبه شکستیم
قلم با غم نوشتی درون دفتر من
ولی افسوس  شکسته خنجر من  
جهان اندیشه کن خیال خفته دارم
که مهر و جانماز شسته دارم
بر لب قفل و بر چشم پرده دارم
که میدانی هزار نا گفته دارم
باز ربی نشستی دو زانو بر دل من
نمیدانم تو امروز میکنی حل مشکل من
به فتوایت کند هزاران خفته فریاد
چو ماند راز دل در خم شیرین و فرهاد

 

+?????? جمعه 1390/10/09??4:43?? رضا نیرمی | |



رفتنم رفتن پاییز و ریزشم ریزش برگ

خیال خاموشی برده دلم را به تنگ

چنین  که میخواند آواز دهل فرشته مرگ

+?????? یکشنبه 1390/10/04??0:46?? رضا نیرمی | |

سکوت ها میشکنند  بغض مانده در گلو را

..ما میشکنیم حرمت  جام بلورا


+?????? دوشنبه 1390/08/30??22:18?? رضا نیرمی | |

مهر چشمانت به تمنای دلی نشسته امشب

فریاد به قلبی که به سد شکسته امشب .

در مکتب دل رحمت برود ز خانه امشب...

صد حکمت  ربی بکند نشانه امشب .

. صد  هوری ندهم به  تار مویت

  تا جان برسد به فضل رویت

.سیراب شدیم ز ین سراب هستی

زان پیش مگوی با ما که خودپرستی.

در خلوت  می  صد باده شکستیم.

ای وای خدا یا که صد توبه شکستیم

+?????? شنبه 1390/07/02??3:36?? رضا نیرمی | |

بیت بیت شعرم خنجری بر پهلوی تو..

           . ناگزیرم عشق بیداد میکند در سوی تو


+?????? چهارشنبه 1390/06/09??2:25?? رضا نیرمی | |

   نوشیدم ز سراب کمی ز خود دور شدم
بی گدار زدم به آب و باز مغرور شدم

در خیال چند قدمی رو به خدا
 
رفتم و باز در دل شب چون نور شدم

+?????? چهارشنبه 1390/05/12??0:36?? رضا نیرمی | |

نوشیده ام ز شهد لبانت شراب

که دنیا خیال است و خیال من سراب

تو بنگر به خیال واهی سوال مرا جواب

... خموش شو که دنیا خرابست خراب

+?????? پنجشنبه 1390/05/06??14:26?? رضا نیرمی | |

دیریست  به خرابات  سفر کرده بهار 

قبله رفته از یاد و دلش محو تماشای  نگار

خوش بحالت که دلم ماند روی تابوت سوار

ما که رفتیم سهم من از دل تو یک دانه انار

+?????? سه شنبه 1390/04/28??1:28?? رضا نیرمی | |

گفتم به دلی پرواز گر چه بال نداری

گفتا مددی کن که خودت حال نداری

گفتم دل خسته تو برو قصد سفر کن

گفتا تو چه پرتی خبر از مرد کهن سال نداری

+?????? دوشنبه 1390/04/27??1:52?? رضا نیرمی | |